تبلیغات
آواز بلوط - مطالب امجد زمانی
یکشنبه 20 خرداد 1397

بدبختم

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

اگرروزی نباشی در کنار من خودش یعنی که بدبختم
بپاشی رنگ شب برروزگار من ، خودش یعنی که بدبختم

 زمانیکه خزان افتان وخیزان میرسد از راه و میریزد
 نگاهش رابروی برگ و بار من، خودش یعنی که بدبختم

تلی از خاطرات تو اگر هم خوابه ی شبهای من باشد
 شبانی که نمیگیرد قرارمن،  خودش یعنی که بدبختم


اگرپای تو باشد درمیان ، بغضش بگیرداسمان ، یعنی:
ببارد خون  زچشم  بیقرار من ، خودش یعنی که بدبختم
 
 ببین ، هرکس به هرنامی ،  به هرشکلی ، به هر رنگی ،به هرجایی
اگرغیرتوباشد درجوارمن ، خودش یعنی که بدبختم

اگر خسروشوم ، دنیا به زیر سلطه ام باشد ولی شیرین
  نباشد  تاج وتخت و اعتبارمن،  خودش یعنی که بدبختم
امجدزمانی
https://telegram.me/amjadzamanii


یکشنبه 20 خرداد 1397

خوشبختم

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

همین که لحظه هایم را بنام تو سند کردم ، خودش یعنی که خوشبختم

همینکه دور دنیای دل انگیز تو میگردم، خودش یعنی که خوشبختم

همینکه حس کنم  ، هستی  کنارم زیرباران های بی وقفه بدون چتر

همین که دست تو باشد به دستان پراز دردم خودش  یعنی که خوشبختم

همین که آسمان باشی برای من ، حدود وحد نباشدبین دلهامان
همین که هرکجا باشی به هرسمتی که برگردم خودش یعنی که خوشبختم

 بدون شک همه دارایی ام از دار دنیا  قلب اسماعیل من باشد
زمانی که دل خود را به قربانگاه  آوردم خودش یعنی که خوشبختم

زمانیکه کنارخستگی هایم نشستی و به چشمم خیره خواهی شد ، 
   و زیبا و زنانه ترخطابم میکنی: مَـردَم ، خودش یعنی که خوشبختم
امجدزمانی

https://telegram.me/amjadzamanii


جمعه 18 خرداد 1397

پرنده

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

میشودچلچله آواز ز یادش بـــرود ؟
یا نوازنده  نـُـتِ ساز ز یادش  برود؟

گرچه در کنج قفس بوده پرنده  همه عمر
اینچنین نیست که پرواز ز یادش برود

هرکه نوشیده می از سبزه ی انگور لبی
این محال است که شیراز زیادش برود

یاکه شیرین شده باشد به رطب ها ی توو
گرمی وتب داری اهواز زیادش برود

دوستت دارم و من شاعرم و وای بران
شاعری صنعت ایجاز ز یادش بـــــــرود 

راز سرخیست میان پَــر و پرواز و تفنگ
مرگ برهر که چنین راز زیادش بـــــرود
******

دل من بچه ی خوبیست ، اگر رنجیده
صبح فردا بشود، باز زیادش بـــ.رود 
امجـــــدزمانـی

https://telegram.me/amjadzamanii


جمعه 18 خرداد 1397

حقوق بشری

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

چشمهایت:
این  چه شهریست که احساس درآن معلول است
حرمت عشق شکستن همه جا معمول
 است

من خطاکردم و عاشق شدم و توکشتی
درداینجاست که قاتل همه ی مقتول است
 
ازادیبان همین شهر سوالی بکنید 
وزن دلتنگی عاشق، فَــعَلا..مفعول است

 

 خوش بحال کسی ازماکه ریاضی بلد است
دو دوتا پاسخ آن گم شده ومجهول است

مردم چشمان تو بعثی وجنایت کارند
درقبال منو این دل چه کسی مسوول است؟

پس حقوق بشری جیب چه کس خواهد رفت؟
سَـر ِارباب منوتو به چه ها مشغول است؟

#امجدزمانی 
https://telegram.me/amjadzamanii


جمعه 18 خرداد 1397

در دلم

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

دردلم میل به کس نیست خیالت راحت
عشقم ازروی هوس نیست خیالت راحت


شهرالوده  به دودست، خیانت عادیست

بحث من بحث نفس نیست خیالت راحت


من اگرعاشقم و جان بدهم  پیش تو دوست
 جزتو مربوط به کس نیست خیالت راحت


دل عقاب است و کمین کرده به چنگت ارد 
جای او کنج قفس نیست خیالت راحت 

گرچه شیرینی و هرکس به سراغت اید 
روح من روح مگس  نیست خیالت راحت
امجدزمانی 
https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی_شعرهای_امجدزمانی


جمعه 18 خرداد 1397

چتربیاور

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

شعرمینوشم ومستم ، توخودت میدانی
دل به یک پنجره بستم، توخودت میدانی

 امدی ، چتربیاور، دل من بارانیست
سخت وبدجورشکستم توخودت میدانی

جاده فهمیدکه تنهایی من موروثی ست
پس چراباز نشستم؟ ،،توخودت میدانی


ان ور رود نشستی وفقط سیب به آب...
میدهی کار به دستم ، توخودت میدانی

عهد کردیم بجز مرگ ، جدامان نکند
 من چرا عهدشکستم،   تو خودت میدانی

 بخدا من هم ازاین،  من هم ازاین، من هم از این
مردم مرده پرستم  ، توخودت میدانی

امجدزمانی 
https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی_شعرهای_امجدزمانی


چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397

جشنواره شعر استان تهران

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    


شامگاه دوشنبه  جشن شعر پارسی با
همت کانون شعر و موسیقی مهر
وبا  حضور شاعران استان تهران ، در پاسداشت حکیم طوس فردوسی  با معرفی برگزیدگان در بخش های ترانه ،شعر کلاسیک و شعر نو‌  و با رونمایی از کتاب مجموعه شعر محمد رستمی. نیا شاعر پردیسی برگزار کردید، در این مراسم که با تلاوت قران و پخش سرود ملی آغاز گردید حجت الاسلام و المسلین عبدالهی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به مدعوین خیر مقدم گفتند . امجد زمانی دبیر این جشنواره گزارش جشنواره را ارایه دادو ضمن تشکراز حمایت مسولین محترم  و استاد مجتبی قارداش مسول کانون شعر و‌موسیقی مهر  از انها خواست تا توجه بیشتری به شعر منطقه شود، وی خاطر نشان کرد امروز شعر شهرستان پردیس دارای جایگاه و اعتبار ویژه ای در شعر تهران و کشور است  و میرود تا بعنوان یکی از قطب های ادبی ایران معرفی گردد و این مهم می طلبد تا به شکل جدی به ان توجه گردد
دکتر اکبر کتابدار، دکتر فرهاد سالاری ،دکتر جعفر عزیزی و صادق حسینی  داوران جشنواره بودند
دکتر کتابدار در باب شاهنامه به سخنرانی پرداختند 
مازنی نماینده مجلس شورای اسلامی سخنران بعدی مراسم بود
۴۰ نفر از شاعران استان تهران  در مراسم حضور داشتند که به قرائت شعر پرداختند
اجرای موسیقی زنده و پخش کلیپ  دو برنامه بعدی بودند
در پایان مراسم ارای هیات داوران توسط امجد زمانی دبیر جشنواره و ناظر داوری قرائت و از برگزیدگان تجلیل گردید.
تجلیل از استاد حسن صد هزاری از پیشکسوتان شعرو ورزش منطقه در این مراسم انجام شد


سه شنبه 25 اردیبهشت 1397

جشنواره شعرتهران

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

*:
شامگاه دوشنبه  جشن شعر پارسی با
همت کانون شعر و موسیقی مهر
در بومهن وبا  حضور شاعران استان تهران ، در پاسداشت حکیم طوس فردوسی  با معرفی برگزیدگان در بخش های ترانه ،شعر کلاسیک و شعر نو‌  و با رونمایی از کتاب مجموعه شعر محمد رستمی. نیا شاعر پردیسی برگزار کردید، در این مراسم که با تلاوت قران و پخش سرود ملی آغاز گردید حجت الاسلام و المسلین عبدالهی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی پردیس به مدعوین خیر مقدم گفتند . امجد زمانی دبیر این جشنواره گزارش جشنواره را ارایه دادو ضمن تشکراز حمایت مسولین محترم  و استاد مجتبی قارداش مسول کانون شعر و‌موسیقی مهر  از انها خواست تا توجه بیشتری به شعر منطقه شود، وی خاطر نشان کرد امروز شعر شهرستان پردیس دارای جایگاه و اعتبار ویژه ای در شعر تهران و کشور است  و میرود تا بعنوان یکی از قطب های ادبی ایران معرفی گردد و این مهم می طلبد تا به شکل جدی به ان توجه گردد
دکتر اکبر کتابدار، دکتر فرهاد سالاری ،دکتر جعفر عزیزی و صادق حسینی  داوران جشنواره بودند
دکتر کتابدار در باب شاهنامه به سخنرانی پرداختند 
مازنی نماینده مجلس شورای اسلامی سخنران بعدی مراسم بود
۴۰ نفر از شاعران استان تهران  در مراسم حضور داشتند که به قرائت شعر پرداختند
اجرای موسیقی زنده و پخش کلیپ  دو برنامه بعدی بودند
در پایان مراسم ارای هیات داوران توسط امجد زمانی دبیر جشنواره و ناظر داوری قرائت و از برگزیدگان تجلیل گردید.
تجلیل از استاد حسن صد هزاری از پیشکسوتان شعرو ورزش منطقه در این مراسم انجام شد
محمد رستمی:
*:
بنام یگانه داور هستی
با استعانت از ذات مقدس و پاک الهی 
هیات داوران جشنواره استانی  شاعران تهران ، جشن شعر پارسی در شهرستان پردیس 
ارای خود را به شرح زیر اعلام میکند

شعر سپید 
هیات داوران اثار شاعران زیر را شایسته تقدیر میداند ولوح تقدیر به ایشان اهدا میکند
۱_ توزند جانی
۲_ تارا شهنام
۳_زهرا سادات ازادی
۴_زینب کارگر
۵_زهرا پیشکول 


رتبه سوم:
هیات داوران تندیس جشنواره ،  لوح تقدیر و جایزه نقدی  مقام سوم شعرسپید  را  به صورت مشترک اهدا میکند به خانم  فاطمه محمودی و خانم سارا رمضانی دلیوندانی
 

رتبه دوم:
هیات داوران تندیس جشنواره  لوح تقدیر و جایزه نقدی رتبه دوم را اهدا میکند به کوکب توفیق خواه 
رتبه اول:
هیات داوران تندیس جشنواره ،لوح تقدیر و جایزه نقدی مقام اول شعر سپید را اهدا میکند به آقای محمد رستمی نیا


شعر کلاسیک 
شایسته تقدیر
هیات داوران آثار شاعران گرامی
سلمان منعم  ،محمد صابری ،کیارش داود زاده  ، هادی یوسفی  و محمدصادقی را شایسته تقدیر میداند
و به ایشان لوح تقدیر اهدا مینماید
مقام پنجم
هیات داوران لوح تقدیر مقام پنجم را اهدا میکند محبوبه راه پیما
مقام چهارم 
هیات داوران لوح تقدیر مقام چهارم شعر کلااسیک را اهدا میکند به 
سید علی مصطفوی  و اکرم صادقی
مقام سوم
هیات داوران لوح تقدیر تندیس جشنواره و جایزه نقدی  مقام سوم شعر کلاسیک را بصورت مشترک اهدا میکند به  آقای  امیرستوده و فاطمه اتحاد



مقام دوم

هیات داوران تندیس جشنواره  لوح تقدیر و جایزه نقدی مقام دوم شعر کلاسیک تهران را  اهدا میکند به حمیداسماعیلی

مقام اول
هیات داوران دیپلم افتخار بهترین شعر کلاسیک تهران را اهدا میکند به خانم مینا پیک  

لوح ویژه از نگاه دبیر جشنواره
دبیر جشنواره جایزه ویژه خود را اهدا میکند به عمران حیدری آریا  و سعید رفیعی

با احترام و امتنان
هیات داوران جشنواره  شاعران تهران،جشن شعر پارسی پردیس
دکتر اکبر کتابدار
صادق حسینی 
دکترسیدجعفر عزیزی
دکترفرهاد سالاری

 امجدزمانی
دبیر جشنواره و ناظر داوری


پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397

تیمور که باشی ...

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

وقتی که خدالطف کند میشی رنگی بدهد
این شعر نباید زتو تصویر قشنگی بدهد؟

تصویر قشنگی که در آن ماده پلنگی مغرور

هرصبح به  آهوی تو آرایش جنگی بدهد


حالا که قرار است کسی رخنه به قلبت نکند
باید که به تو پوسته ی محکم و سنگی بدهد


وقتی که قراراست جهان رابه تو یکجا  بخشد
تیمور که باشی چه بلنگی چه نلنگی ، بدهد

اکنون که خدا روح تو را سرکش وآهو نامید
باید به من هم روحیه ی یوزپلنگی بدهد

باید بروم بوسه به دستان  خدایم بزنم
که توانسته به من هدیه زیبا و قشنگی بدهد
#امجدزمانی
چشمهایت:
https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی_شعرهای_امجدزمانی


پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397

ای عشق

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

*:
ای عشق الهی که خرابه بشود خانه ی تو
تسخیر کلاغانِ بدآهنگ شود لانه ی تو

یکروز تو اوازه ی مردانگی ات جاری بود
امروز کجا رفته همان غیرت  مردانه ی تو

ما را به چه جرمی به سر دار کشاندی آخر؟
یک عمر که منصور تو بودیم ، نه بیگانه ی تو


ای سفره ی رنگین شراب و شکرو شیرو‌نبات
 ای دام ترین ! ، در همه جاپخش شده ‌دانه ی تو


 حالاهمه ی حسرت ما سرشدگان جز این نیست
یک عمر سر خسته ی ما باشد و دو شانه ی تو 

شاید همه ی خواسته ی کاخ نشینان این است 
یک شب بنشینند و بخوابند به ویرانه ی تو‌
***
 ای حضرت معشوقه ی روشن ،تو‌چه شمعی هستی
خورشید شده عاشق و دیوانه و پروانه ی تو

نفرین به من ار جز به تو ای عشق ،به کس فکر کنم

آباد شود خانه و اباد شود خانه ی تو 
#امجدزمانی۱۳۹۷/۰۲/۱۰

چشمهایت:
https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی_شعرهای_امجدزمانی


پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397

هوا به قدر کافی نیست

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

برای زندگی اینجا هوا به قدر کافی نیست
نمردم بی تو اما ...در  ادامه جز علافی نیست


شکنجه میشوم هرشب به دست خاطرات تو
ترا به جان وجدانت کمی از آن اضافی نیست؟


تنت تیمور و لب چنگیزو گیسویت تزارِ روس
به هرکس میپرستی بهتر ازاین اعتلافی نیست  

نگیر از من سر شب طرح لبخند ژکوندت را
کشیده گر که داوینچی تورا ،حرف گزافی نیست

چنان زیبا شدی وشب به زیر سلطه ات خواب است 
که  بین ماه و توامشب  خدایی اختلافی نیست

ز نِ بالا بلند مینیاتور های  استادی
واهویی که میبوسد تورا ، کارخلافی نیست


چنان پیچیده در هم طیف رنگی در نگاه تو 
یقین دارم که سردر گم‌تر از چشمت کلافی نیست

مرا هرگونه میخواهی بکش ، خونم حلالت باد
که در قانون من چیزی  به عنوان تلافی نیست 
امجدزمانی۱۳۹۷/۲/۱۳


همایش شعر شاعران استان تهران بهانه ایست برای کلمه شدن، شعر شدن، و سوار شدن بر بال احساس و اندیشه
آنگاه که درخت تنومند شعر پارسی ریشه هایش را محکم میکند و کلمات،  این پرندگان همیشه ی مهربانی روی شاخه شاخه اش می‌نشینند 
و شعر شراب کهنه ا ی میشود که ازین درخت بار آور جانها و روان ها را مست میکند
شعر پردیس جوان است و به جوانی و شورو اشتیاق اش میبالد
شعری که امروز با افتخارمیزبان جمع کثیری از مهربان ترین  شاعران تهران است
قسم به قلم که  سوگندخدای عزوجل است تمام  همت و تلاشمان را خرج کردیم تا میزبانان شایسته ای باشیم
اگر کاستی و کمی هست بر بنده  و همکارانم دردبیر خانه جشنواره به کرامت شاعرانه ی خویش ببخشایید
بیش از ۲۵۰ اثر از ۵۰ شاعر گرانسنگ به دبیر خانه جشنواره واصل شد که همگی در کمال آرامش بررسی و به هیات محترم داوران جهت داوری تقدیم گردید
که ۳۲ نفر از شاعران جهت حضور در جشنواره انتخاب و دعوتنمامه خدمت ایشان ارسال گردید
امید است دبیرخانه دایمی همایش شاعران تهران -بهارپردیس - بتواند در سال آینده جایزه ادبی پردیس را به همایش اضافه نماید
درپایان از حضرت حجت الاسلام والمسلمین عبداللهی ، استاد مجتبی قارداشی، سرکار خانم بابایی ،هیات محترم داوران و همه همکارانم در دبیرخانه جشنواره تشکر و قدردانی مینمایم.

امجدزمانی
دبیر اولین همایش شاعران تهران
-بهارپردیس-  اسفند ۱۳۹۶


سه شنبه 22 اسفند 1396

گزارش همایش بزرگ شاعران تهران ، بهار پردیس

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    


بنام یگانه داور هستی
با استعانت از ذات مقدس و پاک الهی 
هیات داوران اولین همایش بزرگ شاعران تهران بهار پردیس
ارای خود را به شرح زیر اعلام میکند

شعر نوجوان

هیات داوران لوح تقدیر جوان ترین شاعر جشنواره را اهدا میکند به نوجوان عزیز
خانم ریحانه احمدخانی


شعر  کلاسیک پردیس

هیات داوران خانم عاطفه کاظم زاده را در این بخش شایسته تقدیر میداند و لوح  تقدیر به ایشان اهدا مینماید

مقام سوم:
هیات داوران جایزه نقدی و لوح تقدیر رتبه سوم را اهدا میکند به آقای رضا رجایی نیا
رتبه دوم
هیات داوران جایزه نقدی و لوح تقدیر رتبه دوم را اهدا میکند به آقای امیرستوده
رتبه اول
هیات داوران جایزه نقدی و دیپلم افتخار رتبه اول را اهدا میکند به آقای سلمان منعم


شعر سپید پردیس
هیات داوران  خانم مهسا پازوکیان و خانم زهرا پیشکول را شایسته تقدیر میداند
رتبه سوم
هیات داوران جایزه نقدی و لوح تقدیر رتبه سوم  شعر سپید پردیس را اهدا میکند به خانم زهرا سادات ازادی

رتبه دوم

هیات داوران جایزه نقدی و لوح تقدیر رتبه دوم را در بخش شعر نو پردیس اهدا میکند به خانم سارا رمضانی دلیوندانی

رتبه اول 
هیات داوران جایزه نقدی و دیپلم افتخار رتبه اول را اهدا میکند 
به آقای محمد رستمی نیا
و خانم کوکب توفیق خواه

شعر سپید تهران
هیات داوران اثار خانم تارا کسرایی و خانم ماه تی تی شمس را شایسته تقدیر میداند ولوح تقدیر به ایشان اهدا میکند


رتبه سوم:
هیات داوران لوح تقدیر مقام سوم شعرسپید تهران را اهدا میکند به آقای عمران حیدری آریا 

رتبه دوم:
هیات داوران هیچ اثری را شایسته مقام دوم نمیداند
رتبه اول:
هیات داوران هیچ اثری را شایسته مقام اول نمیداند

شعر کلاسیک تهران
شایسته تقدیر
هیات داوران آثار شاعران گرامی
محمد صابری ،محمدرضا کرم زاده،خانم عطیه نادریان و خانم آلاله رازدان را شایسته تقدیر میداند
و به ایشان لوح تقدیر اهدا مینماید

مقام سوم
هیات داوران لوح تقدیر مقام سوم شعر کلاسیک تهران را بصورت مشترک اهدا میکند به  مهدی زکی زاده وحمید اسماعیلی

مقام دوم

هیات داوران لوح تقدیرمقام دوم شعر کلاسیک تهران را بصورت مشرک اهدا میکند به  اقای یونس نوروزی املش
و خانم شهلا اسماعیلی
مقام اول
هیات داوران دیپلم افتخار بهترین شعر کلاسیک تهران را اهدا میکند به آقای سعید رفیعی

لوح ویژه از نگاه دبیر جشنواره
دبیر جشنواره ازبین ترانه های ارسالی 
لوح تقدیر این بخش را اهدا میکند به خانم مریم حسینی

با احترام و امتنان
هیات داوران اولین همایش بزرگ شاعران تهران،بهار پردیس
حسن اسدی شبدیز
فرهاد سالاری
سیدجعفر عزیزی
و ناظرداوری امجدزمانی


سه شنبه 22 اسفند 1396

گزارش همایش بزرک شاعران تهران

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

بنام یگانه داور هستی

سپاس خدای کلمه و شعر را که در همایش بزرگ شاعران تهران به عنوان داور در خدمت شاعران بزرگ استان تهران ومخصوصا شاعران آینده دار و جوان شهرستان پردیس هستیم
شعر پردیس امروز با احترام از آن یاد میشود و در شعر تهران جایگاه خودرا پیدا کرده است
شعری پویا و ساختارمند که پله های شکوفایی را به بهار گره زده است
ضمن سپاس از همه کسانی که برای رساندن شعر پردیس به این جایگاه تلاش کرده اند توجه همه را به نکات زیر دعوت میکنیم
تمام آثار بدون نام در اختیار هیات داوران قرار گرفت و داوران بدون در نظر گرفتن نام اشخاص به انتخاب آثار پرداخت

نیما در بخشی از نوشته‌هایش بر شناخت جوهر زمان و تبدیل آن به شعر تاکید می‌کند که نکته‌ای کلیدی است؛ بر پایه‌ همین اشاره، پیوند محتوا و درونمایه‌ آثار با واقعیت‌های جاری و شادی‌ها و آلام انسانی، همچنین مناسبت فرم و محتوا و چفت و بست زبان و تم، از معیارهای داوران این مرحله برای انتخاب بوده است.


توجه به شورمندی و حضور «آنِ» شاعرانه ـ حضور و تلفیق عناصری چون تخیل و شهود و اندیشه به همراه زبان آوری _ تصاویر بکر، پیوند با تفکر فلسفی، تاریخ و اسطوره، وجود مشی فکری و اندیشه‌ورزی، حساسیت به مسائل اجتماعی و مختصات زندگی انسان معاصر به دور از احساساتی‌گری و رویکرد پند و اندرزگونه، از دیگر معیارهای داوران این مرحله بوده است.

لازم به یادآوری است که امر داوری و انتخاب، همواره دشواری‌ها و پیچیدگی‌های خود را در پی دارد و تنوع آثار، مسئولیت خطیری را بر عهده داوران می‌گذارد؛ هیأت داوران مرحله‌، طی روزهای  اخیر تلاش کرد با دقت و تأمل در همه‌ آثار رسیده، با توجه به معیارها و مصادیق ذکرشده و برگزاری چندین نشست مشترک پس از انتخاب‌های جداگانه‌ی هر یک از داوران، آثار برگزیده را انتخاب و معرفی کند.

در بخش شعر کلاسیک شاعران تهران و پردیس
با شعرهای بسیار خوبی که سطح کیفی بسیار نزدیکی بهم داشتند مواجه بودیم
که انتخاب را واقعا سخت و دشوار مینمود و این مایه دلگرمی و مسرت همه ما شد
اما در بخش شعر نو  تهران متاسفانه با آثار قدرتمند و ساحتارمند مواجه نبودیم
بیشتر آثار از ضعف های مشهودی رنج میبردند و این تلنگریست برای رویکرد جدیدو باز نگری در امر آموزش ، مطاله و نوشتن.
اما روشن ترین نقطه جشنواره شاید شعر نو شاعران پردیس بود
که یک سرو گردن بالاتر از شعر شاعران تهران بود و این نشانه آموزش مناسب و رویکرد درست به شعر در شهرستان پردیس است
در پایان برای همه شرکت کنندگان آرزوی موفقیت و سربلندی نموده و امید است بهترین انتخاب را کرده باشیم
،
شاعر باشید و شاعر
هیات داوران اولین همایش بزرگ شاعران تهران  ،  بهار پردیس
حسن اسدی شبدیز
 سید جعفر عزیری
 فرهاد سالاری

و ناظر داوری امجدزمانی


جمعه 4 اسفند 1396

At

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

دل من هیچ زمان حال تو تعغیر نکرد
هیچکس مثل تو تعظیم به زنجیر نکرد

انچه اهوی نگاهت به سَرِ من آورد
شیر با بسته ترین صید زمینگیر نکرد

انچنان حادثه ی زخم دلم کاری بود
نوش داروی کسی بعد تو تاثیر نکرد


 من شکستم،  همه ی بند زنان را رفتم
هیچکس آدم ویران  شده تعمیر نکرد
 
تو به من فرصت دیوار نبودن دادی 
هیچکس پنجره رامثل تو تصویر نکرد

آسمان پرشده بود از قفسِ آزادی
کس به اندازه ی تو چلچله تکثیر نکرد

کسی اندازه تو سخت جوانم ننمود
رفتی و هیچ کس اندازه ی تو پیر
نکرد

انقدر روسری بنفش تو قفل گشود
بخدا یک دهم اش دولت تدبیر نکرد

 امجدزمانی ۱۳۹۶/۱۲/۰۴


.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


جمعه 4 اسفند 1396

Bh

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


چهارشنبه 2 اسفند 1396

پروانه

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

چه کسی گفته که پروانه  پرش میسوزد
بخداوند که تنها جگرش میسوزد

هیچ فرقی نکند گریه کنی یا نکنی
هرکس عاشق بشود  خشک و ترش میسوزد

نکند  سرد تو  رفتار کنی با عشقت
باغ سرما زده کلّ ثمرش میسوزد

عشق من  حق بده دایم  نگرانت
 باشم
تو نباشی دل من  سخت سرش میسوزد


شک نکن  عاشق زیبایی  دریا شده است
آسمانی که شبانه قمرش میسوزد


هرکسی سوخته از درد جدایی یکشب
هرکجا شعله ببیند نظرش میسوزد


 ونه تنها خود ان عاشق بیچاره‌ که تا: 
فک و فامیل و همه دور و برش میسوزد

عاشقی فلسفه دارد، طرف ات 
کودک توست
عشقِ تب کرده خودش نه، پدرش میسوزد

شمع ، بی چاره ترین سوخته ی  سوخته هاست
سَرِ پایی که همه عمر سرش میسوزد
امجدزمانی

.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


چهارشنبه 2 اسفند 1396

خدا

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

۱
گاه گاهی دلم از دست خدا میگیرد
آنقدر بغض می آید که صدا میگیرد


مانده ام  عشق اگر هدیه زیبای  خداست
پس چرا میدهدو باز چرا میگیرد


این چه سریست که درگیر کسی میکندت
که سراغ کس دیگر زشما میگیرد


سَرِ شب حال تورا محشر کبری بکند
صبح انروز ولی حال تورا میگیرد
۲


گرچه  افتاده و گاهی فلج مادرزاد
فقط ازمعجزه ی دست تو پا میگیرد


کس و تهدید به ول کردن دستش ‌نکنی
فکر این را نکنی شهر عزا میگیرد


مطمئن باش به محضی که رهایش کردی
یکنفرمثل خودت جای تو را میگیرد

#امجد_زمانی
۱۳۹۶/۱۱/۲۶

.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


چهارشنبه 2 اسفند 1396

حالم

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

حالم اصلا ،حالم اصلا  ،حالم اصلا،خوب نیست
این همه سرمستی از نوشیدن مشروب نیست

یکنفر شورش به پا کرده میان شعر من 
یکنفر که کار چشمانش بجز آشوب نیست

معتقد هستم به اینکه عشق هم این روزها
مثل کالاهای چینی جنس آن  مرغوب نیست

من به رویای تو هرشب دزدکی سر میکشم
پاسخ این سرکشی اما چماق و چوب نیست 

دل که شورش میکند شهری بهم میریزد آی

گرچه در ماشیوه ای راحت تر از سرکوب نیست

دل حریم پاک و زیبایی برای عاشقیست
بعد ازین باید بدانم  هرکسی محبوب نیست

من هزاران چشم میشی دیده ام  در این جهان
هیچ‌ چشمی قدر چشم آهو ات محجوب نیست

باخت هم دنیای خاصی داردو مفهوم خاص
هرکه میبازد به چشمان کسی مغلوب نیست
امجدزمانی 9مه2012


.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


چهارشنبه 2 اسفند 1396

حال تورا میگیرم

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

کافه نشینت که کنم فال تو را میگیرم
ازخدا نامه ی اعمال تو را میگیرم



انقدر حسرت لیمو به دل من مانده
همه ی نوبر امسال تو را میگیرم



ان زمان فکر من از یخ نزدن راحت شد
که شبی گوشه ای از شال تورا میگیرم


رفتی وزخم عمیقی به دل من زده ای
درعوض شاه پر بال تو را میگیرم


فکر این رانکنی کارخودت کردی و رفت
مطمئن باش که من حال تو را میگیرم

امجدزمانی

.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


چهارشنبه 2 اسفند 1396

تهران

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

از پذیرفتن هر بی سر و پا معذورم
بخدا و بخدا و بخدا معذورم


دل من مسکن مسکین بلا جویان است
ازقبولِ  کَسِ بی درد و بلا معذورم



هی ! کجای دل من مثل مسافر خانه ست؟
به دلیل کمَیِ پهنه و جا معذورم


بازکن پنجره را حال دلم باز گرفت
که من از بستن این روزنه ها معذورم

هرکه در زندگی اش یک خط قرمز دارد
هرکسی رد بشود از خط ما معذورم...


کوردم و روی حیا سخت  تعصب دارم
از قبول زن  بی حجب و حیا معذورم

  عشق ! امروز هوای تو و تهران یِکیَ است
از پذیرفتن این  آب و هوا معذورم...
امجدزمانی

.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


جمعه 27 بهمن 1396

7

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

اولین مرحله ی عشق شکوفا شدن است
فصل گل کردن وگل دادن و زیبا شدن است

بخدا بسته ترین قفل اگر هم باشی
اخرین چاره ی هربسته شده،  وا شدن است

دومین مرحله درعشق رهایی چون رود
 بی گمان ناب ترین فرصت دریا شدن است

سومین مرحله یعنی ز خودت دست کشی
من،،و ،،تو ، کم بکنی، مرحله ی ما شدن است

پله ی چار همنجاست که بیمار شوی
بخدا مرحله ی سخت زلیخا شدن است

پنجمین مرحله اینست صبوری بکنی 
اوفقط ناز کند، فصل تمنا شدن است

ششمین مرحله یعنی که به صحرا بزنی
وقت رسوایی و رسوایی و رسوا شدن است

هفتمین مرحله یعنی نرسیدن اری
فصل تنهایی و تنهایی و تنها شدن است

بعد از این گریه امانت ندهد یک لحظه
نوبت تا شدن و تا شدن و تا شدن است

امجدزمانی 
تهران متروانقلاب۱۳۹۶/۱۱/۲۶
.https://telegram.me/amjadzamanii
#تنها_کانال_رسمی 
#شعرهای_امجدزمانی


پنجشنبه 14 دی 1396

دکتر

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

دکتر برای من کمی شراب تجویز کن
خوابم نمی برد برای خواب تجویزکن


دکتر شبانه بیقرار میشوم ،بیقرار
چیزی برای درداضطراب تجویزکن

دکتر سُرُم نه،قرص نه، دوانه، کمپوت نه
ازباغ پیکرت دو سیب ناب تجویزکن

دکتر چکار میکنی تو بادلم؟ مرده است
لطفادوباره شُک به انقلاب تجویز کن

دکتر به چشمهای من نگاه کن، آفرین
اینک نگاه را به این خراب تجویز کن

دکترحواستان کجاست؟روسری از سَرَت..
آری دورشته موی بی نقاب تجویزکن

راهی جز انتخاب تو نمانده در من بفهم
لطفا برام حق انتخاب تجویز کن
امجدزمانی ۱۵/۱۰/۹۶


پنجشنبه 14 دی 1396

تو چایی ات را بنوش

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

آخرین نامه


چهارشنبه 1 آذر 1396

عنکبوت

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

شاعری  گفت: اگر گوشِ شنیدن باشد
چشم باید که فقط مختص دیدن باشد

آسمان را نتوان پاک نمود از ذهنی 
که همه فکرو خیالش به پریدن باشد


گله ی میشی چشمان خودت رانسپار
دست  یک گرگ که ذاتش به دریدن باشد

حرف آزادی و پرواز  نباید زد با
عنکبوتی که فقط فکر تنیدن باشد

 این زمان ،میوه ممنوعه اگر هم باشی
عاقبت مقصدتو پوچ و  لهیدن باشد



هی! شمایی که به این تازگی عاشق شده اید
 آخر عشق محال است رسیدن باشد
امجدزمانی


چهارشنبه 1 آذر 1396

خاطره

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

آسمانم که توباشی  درو دیوارچه معنی دارد
 فکر  پرواز  که باشد قفس و غارچه معنی دارد

درنگاهم تلی از خاطره های تو تلنبار شده
کس نفهمید ولی این همه آوار چه معنی دارد

من خریدار تماشای توام  گرچه خودم میدانم
رفتن ادم بی پول به بازار چه معنی دارد

وقتی از چارجهت خاطره ها قصد دریدن دارند
وحشت از گرگ وپلنگ وشب و کفتار چه معنی دارد


دل به دریا که زدی مرگ در آغوش تو خواهد خوابید
 از سرت آب که رد شدکم و بسیار چه معنی دارد

با شجاعت همه جا جار بزن عاشق چشمش شده ای
مانده ام این همه ترسیدن و انکار چه معنی دارد

هر که عاشق شده و نیمه ی شب رفته سر قول وقرار
خوب داند اولین لحظه ی دیدار چه معنی دارد


امجدزمانی


یکشنبه 14 آبان 1396

ماه

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ ﻭﻋﮑﺴﯽ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺍﮔﺮﻧﺸﺪ ﺗﻮ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯﺁﻥ ﺑﮑﺶ
ﻭﺩﺳﺖ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺳﯿﺐ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺮﺳﺪ
ﺩﻭﭼﻮﺏ ﺭﺳﻢ ﮐﻦ ﻭﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﻭﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ
ﻧﻪ،ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﻣﻦ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺑﺴﺎﺯ
ﻭﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﺍﻥ ،ﻧﻪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﺑﮑﺶ
چه ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻭ ﭘﺎﻭﺩﺳﺖ ﻣﯿﮑﺸﯽ؟
ﺩﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﭼﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ که باز هم ﺧﻼﻑ ﮐﺮﺩ ؟ 
ﺑﻪ ﺷﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﺘﺮﺳﮏ ﺁﺷﯿﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﻭﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯼ ﺩﻭﺵ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﯿﺮ
ﻭﺗﺎ ﺷﺐ ﺩﻟﻢ ﮐﺸﺎﻥ ﮐﺸﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺧﻄﻮﻁ ﺭﻧﺞ ﺭﺍ ﺟﺪﺍ ﻣﮑﻦ ﺯﻣﻦ
ﻣﺮﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﺩ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﻧﮑﻦ ﺳﯿﺎﻩ ﺷﺪ
ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺑﻤﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﻮ ﺑﺨﻨﺪ
ﻭﺑﺎﻟﻬﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﮑﺶ
ﻭﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺗﻔﻨﮕﻮ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺗﯿﺮ ﺭﺍ
ﻭﺁﺏ ﻭ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺠﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺩﻭﺑﺴﺘﻪ ﻗﺮﺹ ﺩﺭﺩ ﺳﺮ ﺑﺨﺮ وﺑﻌﺪ
ﺻﻔﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺯ ﺯﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ  ﺻﺨﺮﻩ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﻧﮋﺍﺩ ﺳﻨﮓ
ﻧﺘﺮﺱ ﭘﺎﯼ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺯنی چنان ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ
ﺯﻧﯽ ﺧﻤﯿﺪه تر زیک کمان بکش
ﺑﺠﺎﯼ ﺳﺒﺰﻩ ﻭ ﮔﻠﻮ ﮔﯿﺎﻩ ﻭ ﺩﺷﺖ
ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻧﺪ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﺗﻮﻧﺎﻥ ﺑﮑﺶ
و ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ
ﺗﻮ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﺑﮑﺶ
ﺍﻣﺠﺪ ﺯﻣﺎﻧﯽ


چهارشنبه 26 مهر 1396

دو ایکس لارج

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

زنهای بسیاری را میشناسم  که دهانشان بیشتر از خمیازه کشدارزندگی باز است  وکلمات را بسوی شیشه های مرد بی ازاری پرت میکنند

زنهایی که زمستان در آنها زاده شده است  ومردی را بیرحمانه دوست  دارند
ومن از تمامشان میترسم
از زنهایی که باران و پنجره را میفهمند
از زنهایی که پاییز عاشق میشوند و دی ماه متولد میترسم. 
زنان بسیاری هستند 
مثلا
زنهایی که  پول از پارویشان بالا رفته 
زنهایی  که هیچکس را دوست ندارند
وسیگارمیکشند
 از تمامشان میترسم

من از زنی که با کلمات ازدواج میکند میترسم
از زنی که روسری اش را ازروزنامه ها درست کرده میترسم  از زنی که فلسفه نیچه را بلعیده  پشت لبخند ژکوند پنهان  شده

و زندگی را با سس فرانسه تزیین کرده میترسم

من از زنی که شعرهای بسیاری سقط کرده و خم به ابرویش نیامده بیشتر میترسم

از زنی که کافه میرود و دیر میخوابد 
از تمام زنهایی که  کفشهای فروغ را میپوشند 
میترسم
من حق دارم 
از زنی که تنش بوی باروت  دو سیب  قهوه خانه های  نیمه راه میدهد
از زنی که شال قرمز دارد و کم حرف میزند
از زنی که کارمند مخابرات است بترسم

من از تمام زنهایی که
پیراهن  مجلسی را با مقعنه ست میکنند
میترسم
من ترسو هستم
و از زنان  دو ایکس لارج بیشتر میترسم

اما
من زنی را دوست دارم...
امجدزمانی


شنبه 21 مرداد 1396

Zah

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

زنی را دوست دارم او فقط زن نیست
شنیدن هیچ وقتی مثل دیدن نیست

زنی عاشق، زنی زیبا که بی پرواست
زنی که شک ندارم خواهر دریاست

زنی که صورتش ماه و تنش ماهی
کشانده هرقلابی را به گمراهی

زنی در من که میگیرم انارش را
ومیمیرم ومیمیرم کنارش را

زنی باحجم شیرینی نبات وقند
مجهز کرده لبها را به این ترفند

 چنان چای کمر باریک وقنددر پهلوست
گهی سردو گهی داغو گهی کمروست


نمیدانم خدا این زن چه کم دارد
که قلب عاشق خود را میازارد؟

زنِ در من خدای مطلق دریاست
زنِ در من بدون هرشکی زیباست
امجد زمانی۲۰/۰۵/۱۳۹۶ 


تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5