پنجشنبه 14 مرداد 1395

Dfx

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

شبهای بی سارا( شعرهای امجد زمانی):
همه ی روزها یک شکل شده اند این روزها 
 برنگ چشمهای تو
همه ی لحظه هایم را نفس بکش
ودر آستینم بمان
زیر پیراهنم 
روی پوستم
لابلای انگشتانم 
بین دو دکمه اول پیرهنم 
هروقت دلت خواست بمن سرک بکش 
اصلا بمن سربزن
تمام روزهایم این روزها یک شکل اند
به رنگ شکلات تلخی که طعم از لبت ربوده بود و شیرین شده بود

در من تمام شهر به رنگ خیابان شریعتی شده است

من به شکل پله های نرسیده به کوچه ی نهم شرقی سقوط میکنم
اصلا از مشرق بتاب
که مرا لمس کنی
قبل از آنکه کسی از خیابان مرا جارو کند
تو در من بمان
هرجا که جایت تنگ نبود
از دلم گرفته تا لای انگشتانم
تو حتی در ریز ترین بافت زمستانی من جا میشوی 

بمن پل بزن
مثل صدر به کردستان 
فقط در اولین تقاطع
در چراغ قرمزی که مرا به تو عبور میدهد تمام نشوی 
به شبی بیندیش که ما تنها بودیم 
واولین ستاره که بما لبخند زد زهره بود 
به شبی بیندیش
که ماه مهمان من بود و ابرها سر رسیدند
به اولین کوچه بیندیش که بسمت پارک نپیچید وگم شدیم
اصلا به مسجدی بیندیش که نذر کرده بودند برای ما در آن نماز بخوانند
وکسی یادش نیامد 
یا نه به بلوغ باغ باقی مانده از 42 سال پیش
یا به کفشهایی که خیابان را نمیفهمند
ما از همین کفشها ریگ را فهمیدیم 
مثلا تصور کن 17 سال از آخرین باری که متولد شدی گذشته است
یا به دوسال اخیر فکر کن
که  من با بهار فامیل شده ام
ما باید فکری بحال حلقه ی بدلی که خریده ایم. بکنیم
یا فکری برای انتقال بیمارستان آزادی. به حوالی خانه ما
اصلا تو زیر دکمه من قایم. باش
یا در حلقه ای که دستم نمیکنم 
یا لای سیگارهایم 
حالا دوباره باید فکر کنیم
مثلا فکر کنیم به اتاقی که عکس تو قرار است در آن باشد و نیست
یا به ترافیک سنگین توهم عصرها
از حوالی بابایی تا صیاد 
نه
بعد از صیاد تازه ترافیک سنگین از تو جان شهر را میگیرد 
من باید در اولین دور برگردان به همه بگویم من اهل دور زدن نیستم
چقد دوسال زیادو کم است
مثلا دوسال به باران فکر کنی وخیس شوی
یا دوسال پشت چراغ قرمز باشی و نفهمی 
باید به زبان ساده تر با پرنده ها صحبت کنیم
باید همه ی پرنده ها بفهمند
ما دو پرنده هستیم
حتی اگر پرواز نکنیم
ساعت بیش از هرچیزی از نیمه شب من میگذرد
نامه های نیمه شب من  ازین
نامه تر نمیشوند... 
تو فقط به اینکه کجای پیراهن من قایم شوی فکر کن
من برمیگردم 
امجد زمانی
1395/05/14
ساعت 03:33


BHW
جمعه 25 فروردین 1396 12:31 ب.ظ
This piece of writing provides clear idea in support of the new visitors of blogging, that truly how to do running a blog.
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:03 ب.ظ
Hey! This is kind of off topic but I need some advice
from an established blog. Is it very hard to set up your own blog?
I'm not very techincal but I can figure things out pretty quick.
I'm thinking about creating my own but I'm not sure where to begin. Do you have any
ideas or suggestions? Appreciate it
BHW
پنجشنبه 10 فروردین 1396 11:17 ب.ظ
It's going to be finish of mine day, but before end I am reading this enormous article to increase my knowledge.
عسل
چهارشنبه 27 مرداد 1395 09:02 ق.ظ
بازم میگم متن واقعا زیبا بود

من فکر میکردم مخاطب خاصی داره
عسل
دوشنبه 18 مرداد 1395 11:24 ق.ظ
سلام واقعا زیبا بود لذت بردم

این متن مخاطب خاصی داره؟
پاسخ امجد زمانی : سلام
ممنون
نه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.