پنجشنبه 19 شهریور 1394

vcx

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

چند روز می شود نگار رفته است
فکر میکنم از این دیار رفته است

سرخ، زرد، آبی و..نه سبزشان کم است
از مداد رنگی ام بهار رفته است

رفته روی ریلها نشسته یکنفر
پیش پای او ولی قطار رفته است

یکنفر لطیف تر زگل..گلی بدست
باز در کمای انتظار رفته است

سرو من قدش بلند..دست او سپید
بی گمان به خواهرش چنار رفته است

رفت و نیمه جان من سر مزار خود
پنچ شنبه های بیشمار رفته است

حال آدمی شدم که بیگناه وتلخ
بی جهت سرش به روی دار رفته است

حال آن پلنگ پیر و خسته ای شدم
بی گدار، سمت یک شکار رفته است

باز هم کسی بدون دل به خانه رفت
باز باخت، باز. هم قمار رفته است

 یکنفر به داد من نمیرسد که در:
آستین من دوباره مار رفته است

کوچکی که من بزرگ کردمش نگفت
پیش دیگری هزار بار رفته است

گاه پشت سر هزار پل شکسته است
گاه روبروم  اعتبار رفته است
 

سبز من به جعبه ی مداد رنگی ام

 بازگرد..ازدلم بهار رفته است

باز گرد تا به قولمان عمل کنیم
عصر حرف و دوره ی شعار رفته است

ماه در میان آسمان نشسته باز
ابرهای تیره اش کنار رفته است

امجد زمانی

1394/06/16


nettie9cameron67.exteen.com
جمعه 29 اردیبهشت 1396 04:13 ق.ظ
First off I want to say terrific blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you don't mind.
I was interested to find out how you center yourself and clear your mind prior to writing.
I've had a difficult time clearing my thoughts in getting my ideas out
there. I do enjoy writing however it just seems like the first 10
to 15 minutes are wasted just trying to figure out how to begin. Any ideas or hints?

Appreciate it!
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 07:20 ق.ظ
Currently it appears like Movable Type is the preferred blogging platform available right now.
(from what I've read) Is that what you are using on your blog?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.