دوشنبه 19 مرداد 1394

g

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

چشم تو دید ونشد نزد تو باور بشوم
وای باید بروم آدم دیگر بشوم

دست در دست تو و نیم نسیمی بوزد
واز اندیشه ی بارانی تو. تر بشوم


تو نجیبی ومن از تو حَرَمی خواهم ساخت
تا سر گنبد دستان تو کفتر بشوم

از خدا خواسته ام یک شبه ماهی شدنم را
که در اغوش تو ای رود شناور بشوم

سُرُ مِ قندی لبهای تو کو? بی حالم
بچکان روی لبم تا به و بهتر بشوم

تو که باشی نشدن ها شدنی خواهد شد
مثلا اینکه بسی سال جوانتر بشوم

ای خوشا دست تودر زیر سرم باشد ومن
بدهم جان ودر اغوش تو پرپر بشوم
امجد زمانی
1394/05/19


laboredalcove9700.jimdo.com
جمعه 29 اردیبهشت 1396 09:52 ب.ظ
Amazing! Its genuinely amazing paragraph, I have got much clear idea regarding from this
paragraph.
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 08:14 ب.ظ
Hi there! I know this is somewhat off topic but I was wondering
if you knew where I could locate a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having difficulty finding one?
Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.