یکشنبه 7 تیر 1394

من

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

قسمت شده از چشم تو الهام بگیرم
از باده ی لبهای تو من جام بگیرم

قسمت شده امضا بزنی پای دلم را
صد واژه ی بکر از دهنت وام بگیرم

سیگار شوی روی لبانم بنشینی
هی پک بزنم از لب تو کام بگیرم

قاضی بشوی حکم به مرگم.بدهی تا...
من یک شب دیگر زتو فرجام بگیرم

یک شب که دوباره بغلم مال تو باشد
شاید که در اغوش تو آرام بگیرم

قسمت شده خورشید طلا پوش تو باشی
تاسهمم از آن گونه ی زرفام بگیرم

....
تو شهره ی شهری همگان میل تو دارند
باید بروم یک زن گمنام بگیرم

امجد زمانی


BHW
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:53 ب.ظ
Helpful info. Fortunate me I discovered your website unintentionally, and I am stunned why this twist of fate didn't took place in advance!
I bookmarked it.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.