تبلیغات
آواز بلوط - 2/2
دوشنبه 12 آبان 1393

2/2

   نوشته شده توسط: امجد زمانی    

 به کوتاهی دستانم نخندی
توکه سروی تو که بالا بلندی
تن سبز و چش مهتابی تو
چه ترکیبی شده سبز آبی تو
چقد وابسته ی دست تو هستم
نخورده می. همش مست تو هستم
چقد آهوه چشم  نازنینت
پلنگ من نشسته در کمینت
دو چشم میشی کم رنگ داری
چنان پسته دهانی تنگ داری
تنت برف دماونده ..سپیده
دو  بره زیر سایش آرمیده
چه اقیانوس مواجی.. چه گیسی
توپاکی مثل دریاها قدیسی
تو راز پاکی باران ..تو آبی
نماد مستی ای..شعری..شرابی
تواصلا واژه ای بکری..کلامی
تو یک مفهوم تازه..نا تمامی
تو فعلی..فاعلی..دستور هستی
چقد سختی ...چقد مغرور هستی
روانی..لقمه ی آماده هستی
شبیه جمله های ساده هستی
تو گاهی شعر میشی.. سخت میشی
نصیب آدم بد بخت میشی

تو گاهی. فعل مجهولی..غریبی
گمی در من..یه جورایی عجیبی

تو اصلا هرچه هستی خوب هستی
خدایی دختری محجوب هستی

دراین شبهای بی سارا. کسم باش
هر از گاهی ..یه کم دلواپسم باش
امجد زمانی
2
 از من دور نشو
من کودک گمراهم
دستانت را که از من بگیری..گم خواهم شد
من در ازدحام عابران طاقت سایه و سکوت ندارم
بگذار هرم تنت چنان خاکستری گرم در من مدام روشن باشد
زیر پوست تنم بمان

گرمم کن
مرا به آغوش بکش
بازوانت را پناه این همه سال نبودت کن
نبودی درست
دیر امدی درست
اما حالا که آمدی نکذار تنم بی پیراهن تنت سردش بشود
مرا گرم نگه دار
زمستان در راه است
امجد زمانی


BHW
جمعه 18 فروردین 1396 06:04 ب.ظ
I absolutely love your blog.. Great colors & theme. Did you build this
web site yourself? Please reply back as I'm attempting to create my own site
and would like to know where you got this from or exactly what the theme is called.
Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.